تبليغاتX
بنگام
بنگام
 
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
نوشته شده در تاريخ 85/10/01 توسط محسن اسدی |

حال دل با تو گفتنم هوس است   خبر دل شنفتنم هوس است

بلنداي شب يلدا و تنهايي و بي خوابي سببي شد تا قصد چند ساله در پيوستن به جمع اهل الوب والشبكه به سرانجام رسد . ترديد چرايي نوشتن ؟ مانع از حضور زودتر بود (در فرصتي مفصل بدان خواهم پرداخت).گذر روزگار و اتفاقات ايام اين ترديد را به ترغيب تبديل كرد.چند روز پيش خواندن مجدد متن عين القضات (ذيل مطلب آورده ام) عزمم را جزم كرد ديدم با آن همه ترديد باز هم نوشت (وگرنه اين متن از كجا به دست ما مي رسيد؟) القصه تنهايي شب يلدا كار دستمان داد و ناغافل در دامگه  وب گرفتار شديم.

 

 نوشته عین القضاه همدانی:

هرچه مينويسم پنداری دلم خوش نيست وبيشترآنچه دراين روزها نبشتم همه آن است که يقين ندانم که نبشتنش بهتراست از نانبشتنش .

ای دوست نه هرچه درست وصواب بود؛روابود که بگويند... ونبايدکه دربحری افکنم خودراکه ساحلش به ديد نبود؛وچيزها نويسم بي”خود“ که چون ”واخود“ آيم برآن پشيمان باشم ورنجور.

ای دوست ميترسم ـ وجای ترس است ـ ازمکرسرنوشت....

حقا ؛وبه حرمت دوستی ؛که نمی دانم که اين که می نويسم راه ”سعادت“است که ميروم ؛ ياراه” شقاوت “؟

وحقاکه نمی دانم  که اين نبشتنم ”طاعت“ است يا”معصيت ؟“

چون درحرکت وسکون چيزی نويسم ؛رنجورشوم ازان بغايت !

وچون درمعاملت راه خدا چيزی نويسم ؛هم رنجورشوم .

چون احوال عاشقان نويسم نشايد

چون احوال عاقلان نويسم ؛هم ؛نشايد؛

وهرچه نويسم هم ؛نشايد

واگرهيچ ننويسم هم نشايد

واگر گويم نشايد

واگرخاموش گردم هم نشايد؛

واگر اين واگويم نشايدواگر وانگويم هم نشايد...

و اگرخاموش شوم هم نشايد !

درباره وبلاگ


info.sft@gmail.com
آخرين مطالب
شاید
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
آرشيو
مرداد 1387
دی 1385
موضوعات
سفرنامه
احوالات
پيوند ها
بنگام لينك
>